بازار برق، بازیگران اصلی

زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقهفناوران نیرو کسری

بازار برق در نگاه اول ممکن است ساده به نظر برسد: نیروگاه برق تولید می‌کند، مصرف‌کننده آن را مصرف می‌کند و هزینه برق پرداخت می‌شود. اما در عمل، میان لحظه تولید برق در نیروگاه و رسیدن آن به یک کارخانه، فروشگاه یا ساختمان، مجموعه‌ای از بازیگران فنی، تجاری و تنظیم‌گر درگیر هستند؛ هر کدام نیز مسئولیت متفاوتی در تولید، انتقال، معامله، تحویل، اندازه‌گیری و تسویه برق دارند.

Thumbnail-Electricity-market-players

بازار برق در نگاه اول ممکن است ساده به نظر برسد: نیروگاه برق تولید می‌کند، مصرف‌کننده آن را مصرف می‌کند و هزینه برق پرداخت می‌شود. اما در عمل، میان لحظه تولید برق در نیروگاه و رسیدن آن به یک کارخانه، فروشگاه یا ساختمان، مجموعه‌ای از بازیگران فنی، تجاری و تنظیم‌گر درگیر هستند؛ هر کدام نیز مسئولیت متفاوتی در تولید، انتقال، معامله، تحویل، اندازه‌گیری و تسویه برق دارند.

شناخت این بازیگران برای مصرف‌کنندگان بزرگ اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. با توسعه بورس انرژی، فعالیت شرکت‌های خرده‌فروش و مقررات جدید برنامه هفتم توسعه، مشترکین بزرگ و صنعتی دیگر صرفاً دریافت‌کننده یک قبض برق نیستند و باید درباره نحوه تأمین انرژی، نوع قرارداد و تأمین‌کننده خود نیز تصمیم بگیرند.

برای فهم بازار برق، ابتدا باید یک تفاوت بنیادی را در نظر گرفت: جریان فیزیکی برق با جریان تجاری و مالی آن یکی نیست. ممکن است یک مشترک قرارداد تأمین خود را با یک نیروگاه فسخ کرده و با یک فروشنده جدید قرارداد ببندد، اما انرژی همچنان از طریق همان شبکه سراسری انتقال و توزیع به محل مصرف میرسد. در نتیجه، خرید برق از یک فروشنده جدید به معنی ایجاد یک سیم یا خط اختصاصی جدید برای مشترک نیست.

بازار برق چیست؟

بازار برق مجموعه‌ای از قواعد، نهادها و سازوکارهایی است که امکان خرید و فروش انرژی الکتریکی، ظرفیت و برخی خدمات مرتبط را میان تولیدکنندگان، عرضه‌کنندگان و مصرف‌کنندگان فراهم می‌کند. برخلاف بسیاری از کالاها، برق باید هم‌زمان با مصرف تولید شود (اختلاف زمان در حد چند دهم ثانیه است) و شبکه نیز در تمام لحظات باید میان تولید و مصرف تعادل برقرار کند.

به همین دلیل، بازار برق فقط یک بازار مالی نیست. در کنار قرارداد و قیمت، یک لایه فنی نیز وجود دارد که باید اطمینان حاصل کند نیروگاه‌ها مطابق برنامه تولید می‌کنند، شبکه ظرفیت انتقال برق را دارد و در هر لحظه توازن و تعادل سیستم حفظ می‌شود.

در ایران، ساختار بازار در حال حرکت به سمت افزایش سهم معاملات رقابتی در بورس انرژی است. آیین‌نامه اجرایی بند (ب) ماده ۴۳ برنامه هفتم که در سال ۱۴۰۵ تصویب شد، نقش بورس، شرکت‌های خرده‌فروشی و معاملات رقابتی را گسترش داده و برای گروه بزرگ‌تری از مشترکین سازوکارهای بازارمحور را الزامی کرده است.

دو مسیر هم‌زمان: برق کجا می‌رود و پول کجا می‌رود؟

برای درک نقش بازیگران بازار، بهتر است دو مسیر را از یکدیگر جدا کنیم.

در مسیر فیزیکی، برق در نیروگاه تولید می‌شود، وارد شبکه انتقال می‌شود، از طریق شبکه فوق‌توزیع و توزیع به نقطه مصرف می‌رسد و در نهایت از کنتور مشترک عبور می‌کند.

در مسیر تجاری، ممکن است قرارداد خرید با یک خرده‌فروش منعقد شود، معامله در بورس انرژی ثبت شود، هزینه انرژی و خدمات شبکه جداگانه محاسبه شود و سهم هر یک از ذی‌نفعان بر اساس مقررات تسویه گردد.

به همین دلیل یک مشترک صنعتی ممکن است هم‌زمان با چند بازیگر ارتباط داشته باشد: خرده‌فروش طرف قرارداد او باشد، شرکت توزیع یا برق منطقه‌ای مالک شبکه در محل اتصال باشد، بورس انرژی بستر معامله را فراهم کند و شرکت مدیریت شبکه نیز توازن فنی سیستم را مدیریت کند.

۱. وزارت نیرو؛ سیاست‌گذار و تنظیم‌گر اصلی

در بالاترین سطح ساختار صنعت برق، وزارت نیرو قرار دارد. نقش وزارت نیرو بیشتر از آنکه خرید و فروش روزمره برق باشد، تعیین سیاست‌ها، مقررات و چارچوب فعالیت بازیگران مختلف است.

صدور و تنظیم مقررات مربوط به پروانه‌های فعالیت، چارچوب بازار عمده‌فروشی، قواعد خرده‌فروشی، ضوابط اتصال به شبکه، تعرفه‌ها و بسیاری از دستورالعمل‌های بازار در حوزه سیاست‌گذاری وزارت نیرو قرار می‌گیرد. همچنین معاونت برق و انرژی وزارت نیرو بر اجرای بسیاری از دستورالعمل‌های بازار و عملکرد شرکت‌های زیرمجموعه نظارت دارد.

برای یک مصرف‌کننده، وزارت نیرو معمولاً طرف مستقیم قرارداد خرید برق نیست؛ اما وزارت نیرو مشخص می‌کند چه کسی می‌تواند برق بفروشد، چه مشترکی باید از بورس یا خرده‌فروش خرید کند و چه هزینه‌هایی در زنجیره تأمین دریافت می‌شود.

۲. توانیر؛ هماهنگ‌کننده زنجیره تولید تا مصرف

شرکت مادرتخصصی مدیریت تولید، انتقال و توزیع نیروی برق ایران، یعنی "توانیر"، یکی از نهادهای اصلی صنعت برق کشور است. شرکت‌های برق منطقه‌ای و شرکت‌های توزیع در ساختار صنعت برق با توانیر ارتباط سازمانی و عملیاتی دارند و بسیاری از سازوکارهای مالی و اجرایی شبکه از طریق این مجموعه هماهنگ می‌شود.

این شرکت از طریق مرکز ملی راهبری شبکه و ساختارهای دیسپاچینگ، وضعیت تولید، مصرف، خطوط انتقال و پست‌های اصلی را پایش می‌کند و هماهنگی لازم برای حفظ امنیت و پایداری سیستم را انجام می‌دهد. برنامه تولید نیروگاه‌ها، ذخایر مورد نیاز، محدودیت‌های شبکه و تعمیرات نیز باید در این چارچوب هماهنگ شوند.

در مقررات جدید، نقش توانیر در تفکیک هزینه‌های زنجیره تأمین نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. آیین‌نامه سال ۱۴۰۵ مقرر کرده است اجزایی مانند هزینه خرید برق، خدمات شبکه انتقال و خدمات شبکه توزیع به شکل شفاف‌تری تفکیک و سهم ذی‌نفعان مربوط پرداخت شود.

توانیر را نباید با شرکت مدیریت شبکه برق ایران یکی دانست. این دو مجموعه نقش‌های مرتبط اما متفاوتی دارند؛ توانیر مسئول توازن و پایداری فنی کل شبکه برق کشور در هر لحظه است، در حالی که شرکت مدیریت شبکه در مقیاس روز و ساعت تعادل تولید و مصرف و جریان مالی بین بازیگران را بر عهده دارد.

۳. شرکت مدیریت شبکه برق ایران؛ راهبر شبکه و بازار عمده‌فروشی

برق یک ویژگی مهم دارد: شبکه باید در هر لحظه متعادل بماند. اگر تولید و مصرف از یکدیگر فاصله بگیرند، فرکانس شبکه تغییر می‌کند و پایداری سیستم به خطر می‌افتد. مسئولیت برقراری تعادل بین تولید و مصرف در سطح بازار برعهده شرکت مدیریت شبکه برق ایران است.

شرکت مدیریت شبکه متولی بازار عمده‌فروشی برق است. بازار عمده‌فروشی چهارچوبی است که در آن نیروگاه‌ها انرژی و آمادگی و قیمت خود را عرضه می‌کنند و شرکت‌های توزیع و برق منطقه‌ای و مصرف‌کنندگان بسیار بزرگ درخواست‌ها و پیش‌بینی مصرف خود را اعلام می‌کنند و خرید و تسویه بر اساس معیارهای فنی و اقتصادی و مکانیسم حراج انجام می‌شود.

۴. نیروگاه‌ها؛ تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان اولیه برق

در ابتدای زنجیره تأمین، نیروگاه‌ها قرار دارند. نیروگاه‌های حرارتی، نیروگاه‌های برق‌آبی، نیروگاه‌های تولید پراکنده، نیروگاه‌های تجدیدپذیر، نیروگاه‌های خودتأمین صنایع و سایر منابع مجاز می‌توانند بسته به مقررات در بازار برق حضور داشته باشند.

power-plant

در ساختار جدید، تولیدکننده صرفاً برق را تولید نمی‌کند؛ باید آن را در یکی از سازوکارهای رسمی بازار عرضه و نیز معامله کند. آیین‌نامه بند (ب) ماده ۴۳، نیروگاه‌ها را مکلف کرده است برق تولیدی خود را پیش از دوره تحویل و با رعایت سهم‌های تعیین‌شده، از طریق ابزارهای قابل معامله در بورس انرژی یا بازار عمده‌فروشی عرضه کنند.

نوع نیروگاه می‌تواند بر بازار هدف آن نیز اثر بگذارد. برای مثال، برق تجدیدپذیر می‌تواند در تابلوی سبز عرضه شود و برخی منابع مجاز می‌توانند برق خود را در تابلوی آزاد ارائه کنند. جزئیات بیشتری درباره این بازارها در مقاله «انواع روش‌های تأمین برق مورد نیاز مشترکین» توضیح داده شده است.

۵. شرکت‌های برق منطقه‌ای؛ مالک و بهره‌بردار بخش مهمی از شبکه انتقال و فوق‌توزیع

پس از تولید، برق باید در ولتاژهای بالا از نیروگاه به مراکز مصرف منتقل شود. خطوط انتقال، پست‌های فشارقوی و بخش بزرگی از شبکه فوق‌توزیع این وظیفه را بر عهده دارند و شرکت‌های برق منطقه‌ای از بازیگران اصلی این بخش هستند.

power-station

برای مشترکین بسیار بزرگ که مستقیماً در سطوح ولتاژی بالاتر به شبکه متصل هستند، شرکت برق منطقه‌ای همان «مالک شبکه» و طرف تعامل با مشترک است. برای سایر مشترکین، نقش شرکت‍های برق منطقه‌ای بیشتر در پشت صحنه زنجیره انتقال انرژی قرار دارد.

نکته مهم این است که حتی اگر انرژی از یک نیروگاه خصوصی یا یک خرده‌فروش خریداری شده باشد، استفاده از شبکه انتقال رایگان نیست. مقررات جدید هزینه «خدمات شبکه انتقال» را به‌صورت یک جزء مستقل از زنجیره تأمین شناسایی می‌کند و درآمد آن برای نگهداری، بهره‌برداری و جایگزینی شبکه انتقال و فوق‌توزیع در نظر گرفته شده است. این هزینه در صورتحساب برق، یعنی قبض برق، با عنوان "هزینه ترانزیت" مشخص شده است.

۶. شرکت‌های توزیع نیروی برق؛ آخرین حلقه شبکه تا عموم مشترکین

شرکت‌های توزیع مسئول شبکه‌ای هستند که برق را در سطوح ولتاژی پایین‌تر به بیشتر مصرف‌کنندگان می‌رساند. انشعاب، کنتور، شبکه محلی، رفع بسیاری از خاموشی‌های منطقه‌ای، بهره‌برداری از تجهیزات توزیع و بخش مهمی از خدمات فنی مشترکین در این سطح قرار می‌گیرد.

توسعه بازار رقابتی به این معنی نیست که نقش شرکت توزیع حذف می‌شود. یک کارخانه ممکن است انرژی خود را از خرده‌فروش خریداری کند، اما همچنان برای تحویل فیزیکی برق به شبکه توزیع وابسته باشد و هزینه خدمات شبکه توزیع، یعنی همان "هزینه ترانزیت"، را بپردازد.

۷. شرکت‌های خرده‌فروش برق؛ حلقه تجاری میان بازار و مصرف‌کننده

شرکت خرده‌فروشی برق یک شخص حقوقی دارای پروانه خرده‌فروشی از وزارت نیرو است. نقش اصلی خرده‌فروش این است که برق را از سازوکارهای مجاز بازار تأمین کند و در قالب قرارداد به مصرف‌کننده نهایی عرضه کند.

برای یک صنعت، همکاری با خرده‌فروش می‌تواند پیچیدگی حضور مستقیم در بازار را کاهش دهد. شرکت خرده‌فروشی می‌تواند خرید برق، برنامه‌ریزی حجم قرارداد، پیش‌بینی مصرف، مدیریت دوره تحویل و برخی امور مرتبط با تسویه و تخصیص را برای مشترک مدیریت کند.

خرده‌فروش برق مالک شبکه انتقال یا توزیع نیست. بنابراین وظیفه او با شرکت توزیع متفاوت است: شرکت توزیع عمدتاً مسئول تحویل فیزیکی برق است؛ شرکت خرده‌فروشی برق روال تجاری و مالی تأمین انرژی را برعهده دارد.

در ساختار جدید، اهمیت شرکت‌های خرده‌فروشی برق حتی افزایش یافته است. برای مشترکین مشمول که شخصاً برق خود را از سازوکارهای تعیین‌شده خریداری نکنند، باید از طریق مناقصه توسط شرکت توزیع یا برق منطقه‌ای یک خرده‌فروش انتخاب شود. همچنین برق مشترکین طرف قرارداد با خرده‌فروش باید توسط ابزارهای تعریف‌شده در بورس ثبت شود.

۸. بورس انرژی ایران؛ بستر رسمی معامله و کشف قیمت

بورس انرژی ایران محل فیزیکی جریان برق نیست؛ نقش آن فراهم‌کردن زیرساخت رسمی، شفاف و قانون‌مند برای معامله است. معاملات برق می‌توانند از طریق بازار فیزیکی یا بازار مشتقه و در تابلوهای مختلف انجام شوند.

در ساختار فعلی، تابلوهایی مانند تابلوی اول، تابلوی برق آزاد و تابلوی برق سبز کاربردهای متفاوتی دارند. علاوه بر خود انرژی الکتریکی، ابزارهایی مانند گواهی ظرفیت، گواهی برق تجدیدپذیر و گواهی صرفه‌جویی نیز می‌توانند در ساختار بازار نقش داشته باشند. بورس امکان ثبت سفارش، رقابت خریدار و فروشنده، کشف قیمت و تسویه مالی را فراهم می‌کند.

یکی از مهم‌ترین جهت‌گیری‌های برنامه هفتم، افزایش سهم معاملات برق در بورس انرژی است. قانون هدف‌گذاری کرده است که سهم این معاملات تا پایان سال دوم برنامه به حداقل ۳۰ درصد و تا پایان برنامه به حداقل ۶۰ درصد از کل معاملات برسد. آیین‌نامه اجرایی بند (ب) ماده 43 برنامه هفتم توسعه نیز بر یکپارچه‌شدن بستر ثبت و انجام معاملات برق در بورس انرژی تأکید کرده است.

۹. مشترکین؛ از مصرف‌کننده منفعل تا بازیگر بازار

در مدل سنتی، مشترک برق عمدتاً یک مصرف‌کننده نهایی بود: انشعاب دریافت می‌کرد، برق مصرف می‌کرد و قبض خود را می‌پرداخت. اما بازار جدید به‌تدریج بخشی از مشترکین را به خریداران فعال انرژی تبدیل کرده است.

در زمان نگارش این مقاله در سال ۱۴۰۵ و طبق آیین‌نامه بند (ب) ماده ۴۳، مشترکین با قدرت قراردادی ۱۵۰ کیلووات و بیشتر مشمول الزام تأمین برق از طریق بورس انرژی یا شرکت‌های خرده‌فروشی دارای مجوز شده‌اند. همچنین، یک سال پس از ابلاغ، این دامنه به مشترکین با قدرت قراردادی ۳۰ کیلووات و بیشتر گسترش می‌یابد. مشترکین زیر ۳۰ کیلووات نیز در صورت تمایل امکان خرید از خرده‌فروش را دارند.

برای مشترکین بیش از یک مگاوات، مقررات یک گام فراتر رفته و تأمین برق تا سقف مصرف مجاز را پیش از تحویل و به شکل رقابتی از بازار مشتقه بورس الزامی کرده است.

این تغییر باعث می‌شود مدیریت برق برای بسیاری از سازمان‌ها به یک تصمیم تجاری تبدیل شود. انتخاب میان برق عادی، برق سبز، برق آزاد، خرده‌فروش، نیروگاه خودتأمین یا گواهی صرفه‌جویی دیگر فقط یک موضوع فنی نیست و بر بودجه و ریسک عملیاتی شرکت اثر مستقیم دارد.

۱۰. بازیگران مکمل: ساتبا، کارورهای انرژی، تجمیع‌کنندگان و کارگزاری‌ها

بازار برق فقط به بازیگران اصلی فوق محدود نیست. با توسعه بازار، نهادها و شرکت‌های تخصصی دیگری نیز نقش بیشتری پیدا کرده‌اند.

ساتبا، یعنی سازمان انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره‌وری انرژی برق، در حوزه توسعه تجدیدپذیرها و سازوکارهای بهره‌وری انرژی نقش تخصصی دارد. برای مثال، در فرآیندهای مرتبط با گواهی صرفه‌جویی، تأییدهای فنی و سازوکارهای مرتبط با پروژه‌های بهره‌وری، ساتبا نقش محوری دارد.

آیین‌نامه جدید همچنین کارورهای انرژی و تجمیع‌کنندگان را در زمره عرضه‌کنندگان مجاز بازار ذکر کرده است. تجمیع‌کننده می‌تواند منابع کوچک یا بارهای متعدد را به شکل یک سبد قابل مدیریت وارد بازار کند؛ قابلیتی که با افزایش منابع پراکنده، ذخیره‌سازها و نیروگاه‌های خورشیدی متوسط و کوچک اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.

کارگزاری‌های بورس نیز در بخش معاملاتی نقش اجرایی دارند و برای حضور مستقیم برخی خریداران یا فروشندگان در بورس، فرآیندهای معاملاتی از طریق کارگزاری انجام می‌شود.

یک مثال عملی: وقتی یک کارخانه برق را از خرده‌فروش می‌خرد چه اتفاقی می‌افتد؟

فرض کنیم یک کارخانه با قدرت قراردادی ۵۰۰ کیلووات برای دوره آینده با یک شرکت خرده‌فروش قرارداد تأمین برق منعقد می‌کند.

در مرحله اول، خرده‌فروش بر اساس قرارداد و پیش‌بینی مصرف کارخانه، انرژی مورد نیاز را از ابزارهای مجاز بازار تأمین می‌کند. معامله می‌تواند در بستر بورس ثبت و تسویه شود.

در مرحله دوم، برق خریداری‌شده از نظر فیزیکی از یک نیروگاه خاص با یک سیم اختصاصی به کارخانه مشتری ارسال نمی‌شود. بلکه تمام تولیدکنندگان انرژی خود را وارد شبکه سراسری می‌کنند و تمام مصرف‌کنندگان از شبکه سراسری برق دریافت می‌کنند و شرکت مدیریت شبکه تعادل تولید و مصرف را حفظ می‌کند.

در مرحله سوم، برق از طریق شبکه انتقال، فوق‌توزیع و سپس شبکه توزیع در نقطه اتصال به کارخانه تحویل می‌شود. شرکت برق منطقه‌ای یا شرکت توزیع، بسته به سطح اتصال، خدمات شبکه را ارائه می‌کند.

در مرحله چهارم، کنتور میزان مصرف واقعی را ثبت می‌کند و بر اساس قرارداد و مصرف واقعی در چارچوب مقررات و ضوابط جاری، الباقی هزینه‌ها از طریق قبض برق تسویه می‌شود.

در نتیجه، خرده‌فروش مسئول «تأمین تجاری» است، بورس بستر معامله را فراهم می‌کند، مدیریت شبکه تحویل و تعادل کل سیستم را راهبری می‌کند و مالک شبکه وظیفه انتقال فیزیکی برق را بر عهده دارد و توانیر مسئول پایداری فنی کل شبکه است.

چند برداشت نادرست رایج درباره بازیگران بازار برق

با گسترش بازار رقابتی، برخی مفاهیم ممکن است با یکدیگر اشتباه گرفته شوند. روشن‌کردن این تفاوت‌ها برای تصمیم‌گیری صحیح اهمیت دارد.

  • خرید از خرده‌فروش به معنی حذف شرکت توزیع نیست؛ شبکه توزیع همچنان برای تحویل فیزیکی برق لازم است.

  • خرید مستقیم از بورس به معنی دریافت برق از یک خط جداگانه نیست؛ برق همچنان از شبکه سراسری عبور می‌کند.

  • شرکت مدیریت شبکه بو بورس انرژی یک نهاد نیستند؛ مدیریت شبکه متولی بازار عمده‌فروشی و مدیریت تولید و مصرف را برعهده دارد، در حالی که بورس بستر معاملاتی و کشف قیمت را فراهم می‌کند.

  • نیروگاه همیشه مستقیماً با مصرف‌کننده قرارداد ندارد؛ فروش می‌تواند از طریق بازار عمده‌فروشی، بورس یا خرده‌فروش انجام شود.

  • برق آزاد یا سبز به معنی حذف تمام ریسک‌های فنی شبکه نیست؛ مزایای آن‌ها به مقررات مدیریت مصرف مربوط است و خرابی فنی شبکه موضوع جداگانه‌ای است.

بازار برق به کدام سمت می‌رود؟

جهت‌گیری مقررات جدید روشن است: سهم بیشتری از برق باید در بسترهای رقابتی و شفاف معامله شود، قیمت انرژی و خدمات شبکه از یکدیگر تفکیک شود و مصرف‌کنندگان بزرگ نقش فعال‌تری در انتخاب روش تأمین خود داشته باشند.

این تغییر، نقش شرکت‌های خرده‌فروشی، بورس انرژی، تجمیع‌کنندگان و ابزارهای جدیدی مانند اوراق گواهی را افزایش می‌دهد. در مقابل، شرکت‌های مالک شبکه بیشتر بر ارائه خدمات انتقال و توزیع و تحویل مطمئن برق و کاهش تلفات انتقال تمرکز خواهند داشت.

مهم‌ترین تغییرات این مسیر در آیین‌نامه بند (ب) ماده ۴۳ قانون برنامه هفتم دیده می‌شود؛ موضوعی که در مقاله بعدی به‌طور مستقل بررسی خواهد شد.

جمع‌بندی

بازار برق مجموعه‌ای از بازیگران مکمل است و هیچ نهاد واحدی تمام زنجیره را در اختیار ندارد. نیروگاه انرژی را تولید می‌کند؛ شرکت مدیریت شبکه تعادل و بازار کلان را راهبری می‌کند؛ شرکت توانیر پایداری فنی شبکه را فراهم می‌کند؛ شرکت‌های برق منطقه‌ای و توزیع شبکه فیزیکی انتقال و تحویل را فراهم می‌کنند؛ خرده‌فروش تأمین تجاری برق را برای مصرف‌کننده مدیریت می‌کند؛ بورس انرژی بستر معامله و کشف قیمت را ایجاد می‌کند و وزارت نیرو چارچوب مقرراتی فعالیت همه این بازیگران را تعیین می‌کند.

برای مشترک صنعتی، شناخت این تفکیک یک موضوع نظری نیست. وقتی مشخص باشد هزینه انرژی به چه کسی پرداخت می‌شود، هزینه شبکه بابت چه خدمتی است و مسئولیت هر طرف در قرارداد چیست، مقایسه روش‌های مختلف تأمین برق نیز ساده‌تر و دقیق‌تر خواهد شد.

هم‌زمان با گسترش معاملات بورس و اجرای مقررات برنامه هفتم، ساختار بازار برق در حال تغییر است. در این ساختار جدید، مصرف‌کننده بزرگ بیش از گذشته باید بداند چه چیزی می‌خرد، از چه کسی می‌خرد و هر یک از بازیگران بازار چه مسئولیتی در قبال تأمین، تحویل و تسویه برق دارند.

ثبت درخواست

درخواست مشاوره تأمین برق